هدف از سب ولعن صحابه رضي الله عنهم
سلف صالح امت -رضی الله عنهم- همیشه از خطر و اهمیت طعن و سب اصحاب پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- آگاه بودهاند، و همیشه از این افراد و مقاصدشان پرهیز میکردند، چون میدانستند که این گونه طعن زدنها باعث میشود اصول دین را نقض کنند،
سلف صالح امت -رضی الله عنهم- همیشه از خطر و اهمیت طعن و سب اصحاب پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- آگاه بودهاند، و همیشه از این افراد و مقاصدشان پرهیز میکردند، چون میدانستند که این گونه طعن زدنها باعث میشود اصول دین را نقض کنند، برخی از آنان کلمات کوتاهی میگفتند منتها جامع و معنیدار، که در مقدمه این بحث میآورم و چیزهایی را توضیح خواهم داد که غالباً بر سب و دشنام مترتب خواهند شد؛ و در رد آنان که سبشان از قسم اول باشد یا دوم و حکم آن کفر باشد یا فسق، براساس اینکه سبشان نسبت به مجموع صحابه باشد و یا بیشتر آنان و یا در عدالت اصحابی که نص متواتر در مورد فضل آنان وجود دارد، باشد مانند خلفای راشدین بطور دقیق بیان خواهم نمود.
امام مالک -رحمه الله- درباره کسانی که اصحاب را دشنام میدهند گفته است: اینان کسانی بودند که میخواستند در شخصیت پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- لکه و نقص ایجاد کنند ولی نتوانستند، پس همین کار را در مورد اصحابش اجرا کردند تا اینکه گفته شود این مرد، انسان بدی است وگرنه اگر مرد خوبی میبود اطرافیانش هم خوب بودند!![1].
امام احمد -رحمه الله- فرموده است: هرگاه دیدی کسی یکی از یاران پیامبر را متهم میکند یقین داشته باشید که او در مسلمان بودنش شک هست[2].
و ابوزرعه رازی -رحمه الله- گفته است: هرگاه دیدی کسی تنقیص شخصیت اصحاب را میکند، یقین داشته باشید که او بیدین است، چون پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- نزد ما حق است، قرآن حق است، و این قرآن و سنت را اصحاب رسول الله برای ما آوردهاند، و بدین خاطر است که شاهدان عینی دین ما را لکهدار میکنند تا کتاب و سنت را باطل و لکهدار نمایند و در واقع تنقیص قرآن و سنت نزد آنان به طریق اولی خوشایندتر است زیرا آنان زندیق و بیدین هستند [3].
و امام ابونعیم : گفته است: تنها کسانیکه مریض القلب هستند دنبال اشتباهات و لغزشهای اصحاب پیامبر را میگیرند [4].
و باز هم میگوید: کسی زبان به اینگونه مسائل میگشاید میخواهد در شخصیت پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- و اصحابش و اسلام نقص و خلل ایجاد نماید[5].
هشدار علماء در اینجا عام است و شامل تمام اصحاب میگردد، در اینجا به جا است که در فرمایش پیشوای اهل سنت (أحمد بن حنبل) دقت نمائید که یکی از صحابه را به سوء نام میبرد و یا قول أبی زرعه: که یکی را تنقیص شخصیت مینماید: در اینجا هشدار میدهد که تنقیص شخصیت ننمائید و آنان را به بدی نام نبرید!! تازه این دشنام و یا تکفیر نبوده و تنها در مورد یک نفر صحابه بوده، پس چگونه خواهد بود حال کسیکه تمام و یا تعداد زیادی از آنان را دشنام و سب مینماید؟؟!!
برادر و خواهر مسلمان! لازم است در اینجا برخی از لوازم سب را برشماریم:
اولاً: اینکه گفته شود که اکثر صحابه کافر و یا مرتد و یا فاسق شدهاند بجز تعداد کمی از آنان، چنین چیزی باعث شک و تردید در قرآن و احادیث نبوی میشود زیرا نقص راوی تنقیص روایت شده است، چون چگونه کتابی که ناقلانش فاسق باشند معتبر میباشد!؟ به همین خاطر برخی از پیروان اهل بدعت و گمراهی که سب اصحاب را میکنند میگویند که قرآن توسط اصحاب تحریف شده است، منتها آن را اظهار نمیکنند.
نسبت به حدیث نبوی هم وضع به همین منوال است، پس وقتیکه عدالت صحابه زیر سؤال برود سندها همه غیر معتبر خواهند بود ولی با وجود این، برخی از این افراد گمراه گمان میبرند که هنوز به قرآن معتقد هستند؟!
ولی ما به آنها میگوییم لازمه ایمان به قرآن، ایمان به محتویات آن است و معلوم است که در قرآن اعلام شده که اصحاب بهترینها بودهاند و خداوند آنان را هرگز رسوا نخواهد کرد و از آنان اعلام رضایت نموده است ... پس هر کس این واقعیت را تصدیق ننماید، آنچه در قرآن وجود دارد تکذیب کرده است و دعوای خویش را نقض کرده است.
ثانیاً: چنین گفتاری مقتضی آن است که این امت ـ پناه بر خدا ـ بدترین امتی است که به زمین آمدهاند، و این امت بدترینها خواهند بود و بهترینهای قرن نخستین اسلام همه یا غالب آنها کافر، فاسق و یا شرالقرون خواهند بود!! [6].
چه سخن بزرگی که از دهانشان خارج میشود!!
ثالثاً: از گفتار آنان این دو نتیجه به دست میآید: یا نسبت جهل به خدا خواهد بود از آنچه توصیف میکنند. و یا اینکه این نصوصی که صحابه را ستایش میکند عبث خواهد بود. و اگر خداوند -جل جلاله- عالم نباشد به اینکه آنان کافر خواهند شد و با وجود این آنان را توصیف و ستایش میکند و وعده بهشت به آنان میدهد چنین چیزی جهل است و نسبت جهل به خداوند محال است.
و اگر الله -جل جلاله- آگاه باشد به اینکه کافر خواهند شد پس وعده بهشت و اعلام رضایت از آنان عبث است، و عبث در حق پروردگار محال است [7].
و چنین چیزی باعث نقص و طعن در حکمت خداوند هم هست چون خداوند این گروه را بعنوان یاران او و دامادهای او اختیار نموده است، زیرا دو تا از دخترانش را به همسری عثمان درآورده، و دخترهای ابوبکر و عمر را به همسری برگزیده است، چگونه خداوند یاران و فامیلهایی برای پیامبرش انتخاب مینماید که میداند همگی کافر خواهند شد؟؟!!
رابعاً: پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- در طول بیست و سه سال، زحمات خارقالعادهای برای تربیت صحابه بکار بست تا اینکه یک مدینه فاضله از آنان بسازد و پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- بهترین مربی تاریخ بود، ولی برعکس این انتظار، گروهی که ادعای انتساب به اسلام و پیامبر اسلام را دارند، برعکس شدند و تمام زحمات طاقتفرسای پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- را در مجال تربیت و توجیه به زمین میزنند که حتی یک مربی خوب و اصلاحگری که از جانب خدا هم نیامده باشد دچار آن نشدهاند ـ حتی برخی از آنهایی که چنین اعتقاداتی دارند میگویند که پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- در دعوتش پیروز نبوده و مهدی غائب این کار را تمام میکند[8].
همانا امامیه میگویند که کوششهای محمد صلی الله علیه وسلم به نتیجه نرسیده و بجز سه یا چهار نفر بر اسلام باقی نماندند و تنها این چند نفر بودند که تا پایان عمر پیامبر و بعد از وفات پیامبر بر اسلام باقی ماندند، ولی بقیه صحابه ارتباط خویش را با پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- قطع کردند ـ پناه بر خدا ـ و به محض فوت پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- از اسلام برگشتند و اثبات کردهاند که تربیت پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- خاموش شده و هیچ تأثیری نداشته است!!
و چنین گمانی یعنی یأس و ناامیدی از اصلاح بشریت و بیباوری به منهج اسلامی و قدرت اسلام بر تربیت و تهذیب اخلاق و در نهایت شک و تردید به نبوت پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- خواهد بود؛ و در نهایت دینی که در قدم اول خود نتوانسته باشد گروه پیروزمندی را به جهان تقدیم نماید و در دوران داعی و حامل اصلی رسالت نتوانسته باشد گروهی را بعنوان الگو به جامعه تقدیم نماید، چگونه پیروانش بعد از قرنها میتوانند چنین کاری را به جهان تقدیم نمایند؟!
و از آنجایی که مؤمنین با این دعوت نتوانسته باشند بر راه راست باقی بمانند و نتوانستند به پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- وفادار بمانند تازه بعد از چند دقیقهای از فوتش و بر راه اسلام بجز سه یا چهار نفر بیشتر نمانده باشند چگونه میتوان اعتقاد داشت که این دین صلاحیت تزکیه نفوس و اصلاح بشریت را دارد؟؟!
و این دین چگونه میتواند انسانیت را از بدبختی و گمراهی نجات دهد و آنرا به سر قله انسانیت برساند؟!
بلکه میتوان گفت: اگر پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- در نبوتش صادق میبود، تعالیمش میبایست تأثیرگذار باشد، و کسانی در صمیم قلب به آن ایمان میآوردند و از میان این همه افرادی که بدو ایمان آورده بودند میبایست تعدادی باقی بمانند؟ و اگر اصحاب پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- غیر از منافقین و مرتدین نبودند چه کسانی مسلمان بودند؟! و چه کسی از پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- نفع برده است، و چگونه میتوان گفت که او رحمه للعالمین است؟!![9].
پس هدف از لعن و سب صحابه رضی الله عنهم همانا طعن در صدقیت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم و حقانیت دین مبین اسلام می باشد. و دشمنان صحابه خطرناکتر از یهود و نصارا هستند.
مراجع:
[1] (رساله فی حكم سب الصحابه 46، از کتاب الصارم المسلول ص 580).
[2] (البدایه والنهایه 8/142. ونگا: المسائل والرسائل که امام احمد در عقیده نوشته الأحمدی: 2/363، 364 دار طیبه).
[3] الکفایه: الخطیب البغدادی: 97).
[4] (الامامه لأبی نعیم 344).
[5] (منبع سابق: 376).
[6] (الصارم المسلول: ص 587).
[7] (نگا: اتحاف ذوی النجابه: محمد بن العربی التبانی ص 75 دار الأنصار).
[8] (راجع شود به: الرسل والرسالات: الأشقر 212 ـ 213).
[9] (صورتان متضادتان: شیخ ابوالحسن ندوی: ص 13/53،54،58،99)