مدح صحابه در قرآن كريم و عادل دانستن آنها توسط خداوند

از جمله سعادت بندگان اين است كه انسان قدر و اندازه خودش را بداند. اگر بحث در احوال صحابه و نقد و تعديل آنها اسلوب مربوط به اهل علم و رجال شناسان باشد، تو سواركار اين ميدان نيستي و از كساني نيستي كه بتواني در ميدان مسابقه شركت كني.
چون واقعيت اين است كه علما باب اين بحث را بسته اند، زيرا خداوند صحابه را عادل دانسته و در قرآن آنها را به بهترين مدح و ثنا ايمان، هدايت و نيكي ستوده است. همچنين تزكيه و ستايش رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- درباره اصحاب در سنت نيز صريح و روشن است كه بسياري از سنت به ذكر فضائل آنها پرداخته است و امت را از تعرض درباره بدگويي آنها نهي كرده است.
از جمله اينكه خداوند مي فرمايد: ﴿وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴾. (التوبة: 100). «و سبقتگيرندگان اوليه از مهاجران و انصار و آنهايي كه از آنها به نيكي پيروي كردند خداوند از آنها راضي شده و آنها نيز از او راضي شدند و برايشان باغهايي فراهم كرده است كه جويهايي در زير آنها جاري است و در آن جاودانه و هميشگي اند، و اينست پيروزي بزرگ».
همچنين مي فرمايد: ﴿لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً﴾. (الفتح: 18). «خداوند از مؤمناني كه زير درخت با تو بيعت كرد راضي شد و از آنچه در دلهايشان بود آگاه شد و آرامش را برايشان نازل كرد و به عنوان پاداش به آنها فتح نزديكي را داد...».
همچنين مي فرمايد: ﴿لاَ يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُولَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ﴾. (الحديد: 10). «برابر نيست از شما آنان كه قبل از فتح ] مكه[ اتفاق كردند و با كفار جنگيدند ] با ديگران[ آنها درجات والاتري از كساني كه بعد از آن انفاق كرده و با مشركان جنگيدند و به هر كدام خداوند نيكي داده است، و خداوند از آنچه انجام ميدهيد آگاه است».
همچنين مي فرمايد: ﴿مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً﴾. (الفتح: 29). «محمد فرستاده خداوند است و كساني كه با او هستند بر كافران خشن و سختگير و ميان خود مهربانند، آنها را در حالت ركوع و سجود ميبيني در حالي كه فضل و رضوان الهي را مي جويند...».
و آيات فراوان ديگري درباره فضيلت صحابه نازل شده وتعداد آنها فراوان است.
مدح صحابه به وسيله پيامبر-صلي الله عليه وسلم-
اما از پيامبر -صلى الله عليه وسلم- درباره فضايل آنها نقل شده است. شيخين ] بخاري و مسلم[ به نقل از عمران بن حصين -رضي الله عنه- از پيامبر -صلى الله عليه وسلم- روايت كرده اند كه پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «خير أمتي قرني ثم الذين يلونهم ثم الذين يلونهم» «بهترين امت در قرن من هستند و سپس كساني كه بعد از آنها مي آيند و سپس آنها كه بعد از آنها مي آيند[1]. عمران ميگويد: نميدانم كه بعد از خود دو قرن يا سه قرن را ذكر كرد.
همچنين شيخين از ابوسعيد خدري -رضي الله عنه- به نقل از پيامبر -صلى الله عليه وسلم- روايت كرده اند كه پيامبر فرمود: اصحاب من را دشنام نگوييد اگر كسي از شما به اندازه كوه احد، طلا انفاق كند، ثواب آن به اندازه كف دست آنها و حتي نصف آن] از نان[ نميرسد[2].
در صحيح مسلم از ابوموسي اشعري -رضي الله عنه- به نقل از پيامبر -صلى الله عليه وسلم- روايت شده است كه فرمود: ستارگان امين هاي آسمان هستند و اگر ستارگان بروند آسمانها آنچه را كه بدان تهديد مي كردند انجام مي دهد و من براي اصحابم سبب امنيت هستم و اگر من بروم بر سر آنها چيزي خواهد آمد كه بدان وعده داده شده اند و اصحاب من براي امتم امين هستند واگر آنها بروند امت من به چيزي دچار مي شود كه بدان وعده داده شده است[3].
اين ادله روشن و صريح و نصوص ديگري كه به همين معناست، شامل بهترين مدح و ثنا از سوي خداوند و پيامبر درباره ياران رسول خداست كه اين خود بزرگترين دليل بر عدالت، طهارت و برائت آنهاست ونيازي به بحث درباره عدالت آنها نيست به همين سبب علماي مسلمين بر عدالت آنها اتفاق نظر داشته اند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- بخاري درصحيح خود (كتاب فضائل الحصابة باب فضائل اصحاب النبي (صلى الله عليه وسلم) و من صحب النبي أو رآه من المسلمين) آن را روايت كرده است. فتح الباري 7/3، ح 365 . مسلم كتاب فضائل صحابه . 4/1964 ح 3673.
[2]- بخاري: كتاب فضائل، فتح الباري 7/21، ح 2673، مسلم: كتاب فضائل صحابه فصل تحريم سب صحابه: 4/1967 ح 2540.
[3] صحيح مسلم، كتاب فضائل الصحابه4/1961.